Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مزگ

تلفظ بین المللی : /mˈazɡ/ تلفظ :‌ [m'azg]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیواژه نامه بختیاریکا
  • زیدن وا مزگ
  • وا مزگ زیدن
  • قنات مزگ بیرجند
  • راست مزگی
  • شور مزگی
  • مزگت
  • بی مزگی
  • خوش مزگی
  • مزگه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

مزگ. [ م َ ] ( اِ ) درخت بادام تلخ. معرب آن مزج است. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مزج شود.

فرهنگ عمید

بادام تلخ.

فرهنگ معین

(مَ زْ ) (اِ. ) درخت بادام تلخ .

فرهنگ فارسی

( اسم ) بادام تلخ .

دانشنامه عمومی

(پهلوی) مَزگ؛ مغز.

مزگ روستایی در دهستان باقران بخش مرکزی شهرستان بیرجند استان خراسان جنوبی ایران است. بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این روستا ۶۰ نفر (در ۲۰ خانوار) بوده است.
wiki: مزگ

واژه نامه بختیاریکا

( مَزگ ) مغز

کلمات مرتبط

  • زیدن وا مزگ
  • وا مزگ زیدن
  • قنات مزگ بیرجند
  • راست مزگی
  • شور مزگی
  • مزگت
  • بی مزگی
  • خوش مزگی
  • مزگه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات