Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بی مزگی

تلفظ بین المللی : /bi mˈazɡi/ تلفظ :‌ [bi m'azgi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • بی مرگی
  • بیمزگی
  • بامزگی
  • بدمزگی
  • بیمزویل اوهایو
  • خود بیمگی
  • بی
  • بِی
  • بی اب
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بی مزگی. [ م َ زَ / زِ / م َزْ زَ / زِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی بی مزه. بی ذائقگی. ( آنندراج ). بی طعمی. بی لذتی و طعم مکره و نفرت انگیز. ( ناظم الاطباء ). بی طعمی. صفت بی مزه. فقد یکی از طعمهای نه گانه. تفاهت. ( یادداشت مؤلف ). شیخ الرئیس در قانون گوید بیمزگی بر دو گونه است یکی حقیقی و یکی حسی. حقیقی آن است که در واقع عادم مزه است چون آب ، و حسی آن است که ذائقه از آن چیزی درنیابد مانند مزه ...

فرهنگ فارسی

حالت و چگونگی بیمزه . بی ذائقگی . بی طعمی . بی لذتی و طعم مکره و نفرت انگیز .

مترادف و متضاد

خنکی

بی‌طعمی

بی‌ذوقی

vapidity (اسم)پوچی، بی حسی، بی عاطفگی، بی روحی، خنکی، بی مزگیplatitude (اسم)ابتذال، پیش پا افتادگی، بی مزگی، بیاتیinsipidity (اسم)بی مزگی...

کلمات مرتبط

  • بی مرگی
  • بیمزگی
  • بامزگی
  • بدمزگی
  • بیمزویل اوهایو
  • خود بیمگی
  • بی
  • بِی
  • بی اب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات