معانی کلمه : مریمی
لغت نامه دهخدا
مریمی. [ م َرْ ی َ ] ( ص نسبی ) منسوب به مریم. رجوع به مریم شود.
- آستین مریمی ؛ آستین منسوب به مریم عذرا که روح القدس در آن دمیده شد :
چون آستین مریمی و جیب عیسوی
از خلق تو زمانه معنبر نکوتر است.|| نوعی سکه زرین درشت و غالباً زنان از آن گردن بند ساختندی.
- آستین مریمی ؛ آستین منسوب به مریم عذرا که روح القدس در آن دمیده شد :
چون آستین مریمی و جیب عیسوی
از خلق تو زمانه معنبر نکوتر است.|| نوعی سکه زرین درشت و غالباً زنان از آن گردن بند ساختندی.
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:مریم گلی
wikijoo: مریمی
فرهنگ فارسی
نوعی سکه زرین درشت
مترادف و متضاد
marian (صفت)
مریمی، وابسته به مریم، وابسته بماری
