Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مرگ ارای

تلفظ بین المللی : /mˈarɡ ˈaːrˈɑje/ تلفظ :‌ [m'aRg 'a:R'Aje]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مرگ آرای
  • ارایش مرگ
  • ارابه مرگ
  • مرد ارابه به دست
  • تیوگنیس مگارایی
  • اقلیدس مگارایی
  • پروژه مگارایس
  • مکتب مگارایی
  • مرگ
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( مرگ آرای ) مرگ آرای. [ م َ ] ( نف مرکب ) مرگ آراینده. زینت و آرایش دهنده مرگ. که موجب زینت و آراستگی مرگ است :
منت بازیچه عیسی مکش بهر حیات
ارزش مردن بپرس از نفس مرگ آرای من.
عرفی ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( مرگ آرای ) مرگ آراینده

کلمات مرتبط

  • مرگ آرای
  • ارایش مرگ
  • ارابه مرگ
  • مرد ارابه به دست
  • تیوگنیس مگارایی
  • اقلیدس مگارایی
  • پروژه مگارایس
  • مکتب مگارایی
  • مرگ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات