Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مرکب کردن

تلفظ بین المللی : /morˈakkab kˈardan/ تلفظ :‌ [moR'akkab k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • مرتب کردن
  • از مرکز بدن دور کردن
  • به ترتیب مرتب کردن
  • به صورت الفبایی مرتب کردن
  • در مرکز جمع کردن
  • دوباره مرتب کردن
  • قبلا مرتب کردن
  • مرتکب کردن
  • مرکب
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

مرکب کردن. [ م ُ رَک ْ ک َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ترکیب کردن. ترکیب نمودن. بهم آمیختن :
خزینه آب و آتش گشت بر گردون که پنداری
ز خشم خویش و از رحمت مرکب کرد یزدانش.
ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ترکیب کردن آمیختن : گل اندر گل مرکب کرد بوی باد نوروزی چو از گل گل پدید آمد گلستان چون گلستان شد . ( معزی )

مترادف و متضاد

ترکیب کردن، آمیختن


کلمات مرتبط

  • مرتب کردن
  • از مرکز بدن دور کردن
  • به ترتیب مرتب کردن
  • به صورت الفبایی مرتب کردن
  • در مرکز جمع کردن
  • دوباره مرتب کردن
  • قبلا مرتب کردن
  • مرتکب کردن
  • مرکب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات