Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مرکب

تلفظ بین المللی : /morˈakkab/ تلفظ :‌ [moR'akkab]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • مرکب انداختن
  • مرکب انگیزی
  • مرکب برون مرکز
  • مرکب خشک کن
  • مرکب خوانی
  • مرکب دان
  • مرکب درون مرکز
  • مرکب دوانیدن
  • مرکب دوتایی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

مرکب . [ م ُ رَک ْک ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از ترکیب . رجوع به ترکیب شود. || زین و یراق ساز. (از انساب سمعانی ).

مرکب . [م َ ک َ ] (ع مص ) مصدر رُکوب است در تمام معانی . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به رکوب شود.- یوم المرکب ؛ روزی که خلیفه با زینت و خدم و حشم وعساکر سوار می شود. (ناظم الاطباء)....

فرهنگ عمید

هرچه بر آن سوار شوند؛ حیوانی که بر آن سوار شوند.

۱. ترکیب‌شده؛ آمیخته‌شده.
۲. آنچه از دو یا چند جزء ترکیب شده باشد.
۳. (شیمی) ویژگی جسمی که از دو یا چند عنصر مختلف ترکیب شده و قابل تجزیه باشد؛ ویژگی جسم یا ماده‌ای که بیش از یک عنصر در ساختمان آن باشد.
۴. (اسم) ماده‌ای برای نوشتن یا چاپ کردن اوراق که از دوده تهیه می‌شود.

۱. ترکیب شده، آمیخته شده.۲. آنچه از دو یا چند جزء ت...

فرهنگ معین

(مَ کَ) [ ع . ] (اِ.) هر آن چه بر آن سوار شوند.

(مُ رَ کَّ) [ ع . ] 1 - (اِمف .) ترکیب شده ، آمیخته شده . 2 - ماده ای سیاه رنگ که از دوده و مواد دیگر به دست می آید و از آن برای نوشتن و چاپ استفاده می شود.

(مَ کَ ) [ ع . ] (اِ. ) هر آن چه بر آن سوار شوند. (مُ رَ کَّ ) [ ع . ] ۱ - (اِمف . ) ترکیب شده ، آمیخته شده . ۲ - ماده ای سیاه رنگ که از دوده و مواد دیگر به دست می آید و از آن برای نو...

دانشنامه آزاد فارسی

مُرَکَّب (ink)مایع رنگی که برای نوشتن، چاپ کردن و طراحی کردن به کار می رود. مرکب سنّتی (آبی، بعد سیاه بادوام) از اسید گالیکو جوهر مازو (یا اسید تانیک)به دست می آید؛ لیکن امروزه آن را از رنگ های مصنوعی می سازند.wikijoo: مرکب مرکب (فلسفه). مُرَکَّب (فلسفه)(در مقابل بسیط) در اصطلاح فلسفه، آنچه از چند جزء تشکیل شده است. اگر اجزاء خارجی باشد مرکّبِ خارجی است و گرنه، مرکّبِ عقلی است؛ اما حداقل ترکیب خا...

فرهنگ فارسی

کشتی

( اسم ) ترکیب کننده .
زین و یراق ساز

دانشنامه عمومی

نیمابیک، نیمابیت (نیماب از سنسکریت: نیرمانَ= ترکیب + یاتیکی (= مفعولی) پهلوی «یک» و سنسکریت «یت»)سامیوگیت sãmyogit (سامیوگ از سنسکریت: سامیوگَ= ترکیب + «یت»)میشرامیک، میشرامیت (میشرام از سنسکریت: میشرانَ= ترکیب + «یک، یت»)مُرَکَّب یا جوهر مایعی حاوی رنگ دانه است که جهت رنگ آمیزی، رسّامی، طراحی یا خطاطی به وسیلهٔ قلم یا قلم مو به کار می رود. از انواع مرکّب های غلیظ تر برای چاپ ماشینی و دستی استفاده...

گویش مازنی

کشتی

مترادف و متضاد

کشتی

اسم ≠ بسیط

اسب، باره، راحله، سواری

آمیخته، ممزوج ≠ ترکیب‌یافته، تشکیل‌شده

۱. اسب، باره، راحله، سواری
۲. کشتی

۱. آمیخته، ممزوج ≠ بسیط
۲. ترکیبیافته، تشکیلشده
۳. جوهر

intricate (صفت)پیچیده، بغرنج، مرکب، درهم و برهمcompound (صفت)مرکب، جسم مرکب، چند جزئی، لفظ مرکبmultiplex (صفت)مرکب، متعدد، چندتاییimplicate (صفت)مرکبcomposed (صفت)ارام، مصنف، خ...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه]
...
wikifeqh: مرکب

فرهنگ فارسی ساره

آمیخته، ه مکرد، دوات، رهوار


کلمات مرتبط

  • مرکب انداختن
  • مرکب انگیزی
  • مرکب برون مرکز
  • مرکب خشک کن
  • مرکب خوانی
  • مرکب دان
  • مرکب درون مرکز
  • مرکب دوانیدن
  • مرکب دوتایی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات