Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ مرماه

تلفظ بین المللی : /mˈarmɑh/ تلفظ :‌ [m'aRmAh]
لغت نامه دهخدا
  • مرماهان
  • مارماهی
  • مرماخوز
  • ماماهان
  • مرمره
  • مذماه
  • مراه
  • مراه البلدان
  • مراهق
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

مرماة. [ م َ / م ِ ] (ع اِ) تندیی که میان دو ظلف ستور است . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

مرماة. [ م ِ ] (ع اِ) تیر سست خرد یا تیر که بدان تیراندازی آموزند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). مرمات . و رجوع به مرمات شود.پیکان گرد. (منتهی الارب ). || پایچه ٔ ستورو سم شکافته . (منتهی الارب ). ظلف . (اقرب الموارد)....

کلمات مرتبط

  • مرماهان
  • مارماهی
  • مرماخوز
  • ماماهان
  • مرمره
  • مذماه
  • مراه
  • مراه البلدان
  • مراهق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات