معانی کلمه : مرد مبنا
فرهنگ فارسی
مردی که ازنظر خصوصیات تشریحی و کاراندامشناختی در حد متوسط باشد
فرهنگستان زبان و ادب
{reference man} [تغذیه] مردی که ازنظر خصوصیات تشریحی و کاراندام شناختی در حد متوسط باشد

مردی که ازنظر خصوصیات تشریحی و کاراندامشناختی در حد متوسط باشد