Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مرتسمه

تلفظ بین المللی : /mˌortasˈemeː/ تلفظ :‌ [m,oRtas'eme:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مرتسم
  • مرتسم شدن
  • مرسمه
  • مرتسهاوزن
  • مرتسهایم
  • زاویه ٔ مجسمه
  • ایگینایی مجسمه های
  • باران اداب و مراسم طلب
  • مترسم
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مرتسمة. [ م ُ ت َس َ م َ ] (ع ص ) تأنیث مرتسم . رجوع به مرتسَم شود.

( مرتسمة ) مرتسمة. [ م ُ ت َس َ م َ ] ( ع ص ) تأنیث مرتسم. رجوع به مرتسَم شود.

مرتسمة. [ م ُ ت َس ِ م َ ] ( ع ص ) تأنیث مرتسم. رجوع به مرتسِم شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث مرتسم جمع : مرتسمات .

کلمات مرتبط

  • مرتسم
  • مرتسم شدن
  • مرسمه
  • مرتسهاوزن
  • مرتسهایم
  • زاویه ٔ مجسمه
  • ایگینایی مجسمه های
  • باران اداب و مراسم طلب
  • مترسم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات