معانی کلمه : مترسم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کسی که آداب وروسم چیزی را رعایت می کند ولی از حقیقت آن آگاه نیست یا به آن توجه نمی کند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) آنکه در آداب و رسوم کتابت تامل و تفرس کند : هر چند دبیری صناعت بلندیست و از آن برتر است که مترسمان گمان برده اند . توضیح در کتب معتبر لغت این کلمه نیامده .
