Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مترسم

تلفظ بین المللی : /matˈarsam/ تلفظ :‌ [mat'aRsam]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • مبرسم
  • متبسم
  • متجسم
  • مترجم
  • مترجم 1
  • مترجم 2
  • مترجمی
  • مترس
  • مترسب
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مترسم. [ م ُ ت َ رَس ْ س ِ ] ( ع ص ) نویسنده و رسم کننده و صاحب رسم. ( آنندراج ) ( غیاث ). آن که در آداب و رسوم کتابت تأمل و تفرس کند: هر چند دبیری صناعت بلندی است و از آن برتر است که مترسمان گمان برده اند. ( دستور دبیری از فرهنگ فارسی معین ). || کسی که نشان سرای و خانه می جوید. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || کسی که درس می دهد. ( ناظم الاطباء ). درس گوینده. ( از منتهی الارب ). || آن که ب...

فرهنگ عمید

کسی که آداب وروسم چیزی را رعایت می کند ولی از حقیقت آن آگاه نیست یا به آن توجه نمی کند.

فرهنگ فارسی

( اسم ) آنکه در آداب و رسوم کتابت تامل و تفرس کند : هر چند دبیری صناعت بلندیست و از آن برتر است که مترسمان گمان برده اند . توضیح در کتب معتبر لغت این کلمه نیامده .

کلمات مرتبط

  • مبرسم
  • متبسم
  • متجسم
  • مترجم
  • مترجم 1
  • مترجم 2
  • مترجمی
  • مترس
  • مترسب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات