معانی کلمه : مراوغت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. کشتی گرفتن باهم.
۲. درصدد فریب و خدعه برآمدن.
۲. درصدد فریب و خدعه برآمدن.
فرهنگ معین
(مُ وَ غَ ) [ ع . مراوغة ] (مص ل . ) ۱ - عیب جویی کردن . ۲ - کشتی گرفتن ، زو ر آزمایی کردن . ۳ - یکدیگر را فریب دادن .
