معانی کلمه : مراهنه
لغت نامه دهخدا
مراهنه. [ م ُ هَِ ن َ / ن ِ ] ( از ع اِمص ) رجوع به مراهنة شود.
فرهنگ عمید
۱. گرو گذاشتن.
۲. شرط بستن.
۳. شرط بندی در مسابقۀ اسب دوانی.
۲. شرط بستن.
۳. شرط بندی در مسابقۀ اسب دوانی.
فرهنگ معین
(مُ هِ نِ ) [ ع . مراهنة ] (اِمص . ) ۱ - گرو - گذاری . ۲ - شرط بندی .
دانشنامه عمومی
مراهنه (به عربی: المراهنة) یک شهرداری در الجزایر است که در استان سوق اهراس واقع شده است.
فهرست شهرهای الجزایر
فهرست شهرهای الجزایر
wiki: مراهنه
مترادف و متضاد
۱. بردوباخت
۲. شرطبندی، گروبندی
۳. شرط بستن، گروگذاشتن
