کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مدراء
تلفظ بین المللی :
/madrˈɑ/
تلفظ :
[madR'A]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
الغیث المدرار فی شرح الازهار
اگاه مدراسی محمدباقر
گوهر مدراس
مدرات
مدرار
مدراس
مدران
مراء
غیث المدرار فی شرح الازهار
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
مدراء. [ م َ ] ( ع ص ) تأنیث اَمْدَر. ( متن اللغة ) ( اقرب الموارد ). رجوع به امدر شود. || زن کلان شکم. ( منتهی الارب ). تأنیث امدر است به معنی شکم گنده و برآمده اشکم. رجوع به امدر ونیز رجوع به مَدَر شود. || ( اِ ) کفتار. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ضبع. ( اقرب الموارد ). کفتارشکم گنده. ( متن اللغة ). || بنومدراء؛ باشندگان شهر. ( منتهی الارب ). مردمان شهری. ( ناظم الاطباء )....
کلمات مرتبط
الغیث المدرار فی شرح الازهار
اگاه مدراسی محمدباقر
گوهر مدراس
مدرات
مدرار
مدراس
مدران
مراء
غیث المدرار فی شرح الازهار
نظرات