Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مدرار

تلفظ بین المللی : /madrˈɑr/ تلفظ :‌ [madR'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • الغیث المدرار فی شرح الازهار
  • غیث المدرار فی شرح الازهار
  • مدرارا
  • راهبرد مدارایِ شناختی
  • رهبندی مدارباز
  • الدارس فی تاریخ المدارس
  • زن مداری
  • سازوکار مدارا
  • شبکۀ مداری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مدرار. [ م ِ ] (ع ص ) باران ریزان . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص 87). ابر ریزان که نیک بارد. (دستورالاخوان ) ابر بسیاربارنده . (غیاث اللغات از منتخب و صراح ). بسیار آب ریزنده . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). بارنده . پرسیلان . جوشان : سماء مدرار و سحاب مدرار و عین مدرار و دیمة مدرار . (از اقرب الموارد) : کریمی که یک قطره از بحار موهبت او باران مدرار نیسان است . (جهانگشای جوینی ). || به معنی باران نیز آید....

فرهنگ عمید

بسیاربارنده و ریزنده.

فرهنگ معین

(مِ ) [ ع . ] (ص . ) بسیار ریزنده ، بسیار بارنده .

فرهنگ فارسی

( صفت ) بسیار ریزنده بسیار بارنده .
ابن سع بن ابی القاسم سمکوبن

کلمات مرتبط

  • الغیث المدرار فی شرح الازهار
  • غیث المدرار فی شرح الازهار
  • مدرارا
  • راهبرد مدارایِ شناختی
  • رهبندی مدارباز
  • الدارس فی تاریخ المدارس
  • زن مداری
  • سازوکار مدارا
  • شبکۀ مداری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات