معنی کلمه : مداهاه
لغت نامه دهخدا
مداهاة. [ م ُ ] (ع مص ) کسی را غافل کردن . || با همدیگر مکر و غدر نمودن . (ناظم الاطباء).
( مداهاة ) مداهاة. [ م ُ ] ( ع مص ) کسی را غافل کردن. || با همدیگر مکر و غدر نمودن. ( ناظم الاطباء ).

مداهاة. [ م ُ ] (ع مص ) کسی را غافل کردن . || با همدیگر مکر و غدر نمودن . (ناظم الاطباء).