معانی کلمه : مدافعت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. یکدیگر را راندن و دور کردن.
۲. از کسی حمایت و طرف داری کردن، دفاع کردن.
۳. سهل انگاری در انجام کاری، تعلّل کردن.
۲. از کسی حمایت و طرف داری کردن، دفاع کردن.
۳. سهل انگاری در انجام کاری، تعلّل کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) مدافعه : خداوند عالم را بمرافعت و مخالفت ایشان رکاب همایون بباید رنجانید و کار دشمن ضعیف داشت .
