معانی کلمه : مدافع
لغت نامه دهخدا
مدافع. [ م ُ ف َ ] (ع ص ) مهتر غیرمزاحم . (منتهی الارب ). گویند: سید غیرمدافع. مزاحم فی السیادة. (اقرب الموارد).
مدافع. [ م َ ف ِ ] (ع اِ) ج ِ مِدفَع. (متن اللغة). رجوع به مدفع شود. || ج ِ مَدفَع. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به مدفع شود.
فرهنگ عمید
مِدفع#NAME?
کسی که چیزی را دفع و رد میکند؛ دفاعکننده.
کسی که چیزی را دفع و رد می کند، دفاع کننده.
= مِدفع
= مِدفع
فرهنگ معین
(مُ فِ ) [ ع . ] (اِفا. ) دفاع کننده .
فرهنگ فارسی
← دفاع
دفاع کننده، کسی که چیزی را دفع و رد کند
( اسم ) آنکه چیزی را دفع کند دفاع کننده دور کننده جمع : مدافعین .
مهتر غیر مزاحم
( اسم ) آنکه چیزی را دفع کند دفاع کننده دور کننده جمع : مدافعین .
مهتر غیر مزاحم
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
پاسدار، پشتیبان، حارس، جانبتدار، حافظ، حامی، دفاعکننده، ظهیر، مجیر ≠ مهاجم
واژه نامه بختیاریکا
جلو دار؛ دِلَک گر
فرهنگستان زبان و ادب
[ورزش] ← دفاع
