مخیم . [ م ُ ] (ع ص ) کسی که چادر می زند و خیمه برپا می کند. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
مخیم . [ م ِخ ْ ی َ ] (ع اِ) گردآورده شدن دروده های کشت . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از محیط المحیط). آنچه از کشتهای دروده جمعآوری کنند. (ناظم الاطباء).