Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مخیده

تلفظ بین المللی : /maxˈideː/ تلفظ :‌ [max'ide:]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • مخده
  • مخیله
  • مریده
  • مشیده
  • مقیده
  • مفیده
  • میده
  • میده اور
  • میده سالار
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

مخیده. [ م َ دَ / دِ ] ( ن مف ) به رفتارآمده. ( لغت فرس اسدی چ اقبال ، ص 512 ). || به معنی چسبیده رشیدی گفته به این جهت شپش را نیز مخنده گویند. چنانکه شیخ ابوجعفر طوسی در ترجمه مصباح صغیر گفته. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) . هرجانور خزنده مانند مار و دیگر حشرات. ( ناظم الاطباء ).و رجوع به مخنده شود. || طفل عاق و نافرمان پدر و مادر و خویشان. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). || مجازاً به معنی خراب...

فرهنگ معین

(مَ دِ ) (اِمف . ) جنبنده ، خزنده .

کلمات مرتبط

  • مخده
  • مخیله
  • مریده
  • مشیده
  • مقیده
  • مفیده
  • میده
  • میده اور
  • میده سالار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات