معانی کلمه : میده
لغت نامه دهخدا
میدة. [ م َ دَ ] (ع اِ) میده . طعام . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
میده . [ م َ ی َ دَ ] (از ع ، اِ) میدة. سفره . خوان آراسته به طعام . رجوع به میدة شود.
فرهنگ عمید
۱. آرد گندم که آن را دو بار بیخته باشند.
۲. (اسم ) نانی که از این نوع آرد پخته شود: جوینی که از سعی بازو خورم / بِه از میده بر خوان اهل کرم (سعدی۱: ۱۲۹ ).
۳. (اسم ) نوعی حلوا.
۲. (اسم ) نانی که از این نوع آرد پخته شود: جوینی که از سعی بازو خورم / بِه از میده بر خوان اهل کرم (سعدی۱: ۱۲۹ ).
۳. (اسم ) نوعی حلوا.
فرهنگ معین
(مَ دَ یا دِ ) (اِ. ) آرد گندم که آن را دو بار بیخته باشند و نانی که از این آرد پخته باشند.
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
آرد گندم دو بار بیخته شده
