Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مخضرم

تلفظ بین المللی : /maxzˈaram/ تلفظ :‌ [maxz'aRam]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیدانشنامه اسلامی
  • مخضرمه
  • مخضرمی
  • مخرم
  • مخرمه
  • مضرم
  • مخارم
  • ذات مخارم
  • متخضرم
  • متضرم
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیدانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

مخضرم. [ م ُ خ َ رَ ] ( ع ص ) مرد ختنه ناکرده. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || کسی که نصف عمرش در جاهلیت گذشته باشد و نصف در اسلام ، یا آنکه جاهلیت و اسلام را دریافته. و شاعر که جاهلیت و اسلام را دریافته باشد چون لبید. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).- شعراء مخضرمین ؛ مقابل شعرای جاهلیت. و از معاریف آنان است : حسان بن ثابت...

فرهنگ عمید

هریک از شاعران عرب که قسمتی از عمر خود را در عصر جاهلیت و قسمت دیگر را در دورۀ اسلام گذرانیده و در هر دو دوره اشعاری سروده اند.

فرهنگ معین

(مُ خَ رَ ) [ ع . ] (اِمف . ) ۱ - مرد ختنه ناکرده . ۲ - سیاهی که پدرش سفیدپوست باشد. ۳ - آن که دعوی نسبتی کند و دعوی او راست نباشد. ۴ - آن که بخشی از عمر خود را در عهد جاهلیت و بخش دیگر را در دورة اسلام گذرانیده .

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- مرد ختنه ناکرده . ۲ - سیاهی که پدرش سفید پوست باشد . ۳ - آنکه دعوی نسبی کند ودعوی او راست نباشد . ۴ - آنکه بخشی از عمر خود را در عهد جاهلیت و بخش دیگر را در دور. اسالم گذرانیده : شاعر مخضرم .

دانشنامه عمومی

مُخَضرَم (برگرفته از عربی، به معنای: پیش باشنده، از پیش آینده؛ جمع برای اصطلاح ادبی: مخضرمو الدولتین) اصطلاحی اسلامی و ادبی عربی است؛ در تاریخ اولیهٔ اسلامی، به فردی که در هر دو دوران جاهلی و اسلامی زیسته باشد، گفته می شود؛ مانند احنف بن قیس. در ادبیات عربی، به آنکه در هر دوران اموی و عباسی اثری پدیدآورده یا زیسته، گفته می شود، مانند ابن مقفع. در ادبیات بیشتر به پیشنه داران از امویان در عصر اول عب...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] مخضرم، از اصطلاحات علم حدیث بوده و به کسانی اطلاق می شود که اسلام و جاهلیت را درک کرده، و صحابه را نیز دریافته؛ ولی پیامبر را ملاقات نکرده باشند.مرحوم سیدحسن صدر، در تعریف مخضرم می نویسد: «مخضرمین کسانی هستند، که مصاحبت پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) را درک نکرده اند و از نظایر خود جدا شده باشند؛ یعنی معاصر پیامبر بوده اند؛ ولی به مصاحبت نایل نیامده اند و جاهلیت را نیز درک کرده باشند....

کلمات مرتبط

  • مخضرمه
  • مخضرمی
  • مخرم
  • مخرمه
  • مضرم
  • مخارم
  • ذات مخارم
  • متخضرم
  • متضرم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات