کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه محک-زدن | کلماتور
معانی کلمه : محک زدن
تلفظ بین المللی :
/mˈahak zˈadan/
تلفظ :
[m'ahak z'adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
میک زدن
مک زدن
محل اردو زدن
محکم زدن
مِک زدن
زان مک کلارنون
محک
محک زنی
محک خوردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
محک زدن. [ م ِ ح َک ک زَ دَ ] ( مص مرکب ) آزمودن و امتحان کردن. ( از یادداشت مرحوم دهخدا ) :
همت من عیار ناکس و کس
دید چون بر محک معنی زد.
خاقانی.
فرهنگ فارسی
آزمودن و امتحان کردن
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
عیارسنجی کردن
آزمودن، در بوته آزمایش قرار دادن
۱. آزمودن، در بوته آزمایش قرار دادن
۲. عیارسنجی کردن
test (فعل)ازمایش کردن، محک زدن، ازمودن، عیار گرفتن، امتحان کردن، ازمودن کردنassay (فعل)ازمایش کردن، سنجیدن، محک زدن، کوشش کردن، چشیدن، تحقیق کردن، ازمودن، عیارگیری کردن، عیار گرفتن، باز جویی کردن...
کلمات مرتبط
میک زدن
مک زدن
محل اردو زدن
محکم زدن
مِک زدن
زان مک کلارنون
محک
محک زنی
محک خوردن
نظرات