Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : محک

تلفظ بین المللی : /mˈahak/ تلفظ :‌ [m'ahak]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • محک زدن
  • محک زنی
  • محک خوردن
  • محک کردن
  • محک النظر
  • سنگ محک
  • گل محک
  • در محک ازمایش قرار گرفته
  • حجر المحک
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

محک . [ م َ ] (ع مص ) ستیهیدن . (از منتهی الارب ). ستیزه کردن . مماحکة. تماحک .

محک . [ م َ ح ِ ] (ع ص ) ستیهنده . (منتهی الارب ). ستیزه کار. ستیزه گر. مماحک .

محک. [ م َ ] ( ع مص ) ستیهیدن. ( از منتهی الارب ). ستیزه کردن. مماحکة. تماحک.محک. [ م َ ح ِ ] ( ع ص ) ستیهنده. ( منتهی الارب ). ستیزه کار. ستیزه گر. مماحک.م...

فرهنگ عمید

۱. سنگی که طلا یا نقره را به آن می مالند و عیار آن ها را آزمایش می کنند، سنگ زر.
۲. [مجاز] وسیله ای برای امتحان یا تعیین ارزش چیزی.

فرهنگ معین

(مِ حَ کّ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - سنگ زر، سنگی که با آن عیار طلا را می آزمایند. ۲ - آزمایش .

فرهنگ فارسی

معیار سنجش ویژگی‌های سامانه

سنگی که طلا یانقره رابه آن می مالندوعیار آنهارا آزمایش میکنند( اسم ) ۱ - آلت سودن . ۲ - سنگی که بوسیل. آن عیار زر و سیم را تعیین کنند : عیار و وزن چنین زر تو دانی از ملکان که خاطر تو محک است و عقل تو معیار . ( معزی ) توضیح محک در اصل ( لغت عرب ) بکسر میم و تشدید کاف است که اسم آلت باشد از حک بمعنی ساییدن ولی معمولا آنرا محک بفتح میم و حائ و تخفیف کاف خوانند و در ش...

دانشنامه عمومی

مؤسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان (مَحَک) نام مؤسسه ای خیریه ایست که در سال ۱۳۷۰ با هدف اصلی حمایت از کودکان مبتلا به سرطان و خانواده های آن ها در تهران آغاز به کار کرد. این مؤسسه به کودکانی که تا سقف ۱۶ سال سن دارند کمک می کند. با این که هسته اصلی مؤسسه در تهران واقع شده است ولی دایره خدمات رسانی آن، تمامی ایران است.سعیده قدساین مؤسسه با جلب مشارکت های مردمی اعم از کالا، خدمات، نقدی و دا...

مترادف و متضاد

عیارسنج

ضابطه، معیار

عیار، عیارسنجی

آزمایش، آزمون، امتحان، تجربه

۱. آزمایش، آزمون، امتحان، تجربه
۲. عیارسنج
۳. عیار، عیارسنجی
۴. ضابطه، معیار

acid test (اسم)محک، وسیلهء ازمایش، امتحان با اسیدbenchmark (اسم)محک، نشان، انگپایهtest (اسم)محک، ازمایش، بته، بوته، معیار، ازمونcriterion (اسم)محک، میزان، معیار، ملاک، ضابطه، مقیاس، نشان قطعیtouchstone (اسم)محک...

فرهنگستان زبان و ادب

{benchmark} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] معیار سنجش ویژگی های سامانه

کلمات مرتبط

  • محک زدن
  • محک زنی
  • محک خوردن
  • محک کردن
  • محک النظر
  • سنگ محک
  • گل محک
  • در محک ازمایش قرار گرفته
  • حجر المحک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات