معانی کلمه : محفوظ داشتن
فرهنگ فارسی
( مصدر ) نگهبانی کردن حراست کردن : از کساد و ناروایی محفوظ و مصون دارد .
مترادف و متضاد
حفظ کردن، محافظت کردن، نگهداری کردن، حراست کردن، نگهبانی کردن، نگه داشتن

حفظ کردن، محافظت کردن، نگهداری کردن، حراست کردن، نگهبانی کردن، نگه داشتن