کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : محصورین
تلفظ بین المللی :
/mahsˈuːrin/
تلفظ :
[mahs'u:Rin]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
محصوری
محجورین
محرورین
محشورین
دوران بین محذورین
دوران بین محذورین تعبدی
دوران بین محذورین توصلی
دوران بین محذورین در موضوع متعدد
دوران بین محذورین در موضوع واحد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
محصورین. [ م َ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ محصور ( در حالت نصبی و جری ). رجوع به محصور شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع : محصور در حالت نصبی و جری ( در فارسی مراعات این قاعده نکنند ) .
کلمات مرتبط
محصوری
محجورین
محرورین
محشورین
دوران بین محذورین
دوران بین محذورین تعبدی
دوران بین محذورین توصلی
دوران بین محذورین در موضوع متعدد
دوران بین محذورین در موضوع واحد
نظرات