Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : محتشد

تلفظ بین المللی : /mohtˈaʃed/ تلفظ :‌ [moht'aSed]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • علی محتشم
  • باغ محتشم
  • محوشدگی
  • محتد
  • محتشم
  • محتشم السلطنه
  • محتشم زاده
  • محتشم نهاد
  • محتشم وار
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

محتشد. [ م ُ ت َ ش ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از احتشاد. آنکه در بذل کوشش و مال و یاری دریغ ندارد. ( منتهی الارب ). || آماده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). مهیا. وشکول. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). آماده و با هم مجتمع و حاضر. ( ناظم الاطباء ).- محتشد شدن ؛ آماده شدن : خبر رسید که چیپال محتشد و مستعد کار شده است. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 244 ). با کم از سه هزار مرد قصد سرخس را محتشد شد [ سلطانشاه ]. ( جهانگشای ...

فرهنگ عمید

۱. آماده و مهیا.
۲. آن که از بذل مال و یاری کردن دریغ نکند.

فرهنگ معین

(مُ تَ ش ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - آن که در بذل مال و یاری دریغ نکند. ۲ - آماده ، مهیا.

کلمات مرتبط

  • علی محتشم
  • باغ محتشم
  • محوشدگی
  • محتد
  • محتشم
  • محتشم السلطنه
  • محتشم زاده
  • محتشم نهاد
  • محتشم وار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات