محتشد. [ م ُ ت َ ش ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از احتشاد. آنکه در بذل کوشش و مال و یاری دریغ ندارد. ( منتهی الارب ). || آماده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). مهیا. وشکول. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). آماده و با هم مجتمع و حاضر. ( ناظم الاطباء ).- محتشد شدن ؛ آماده شدن : خبر رسید که چیپال محتشد و مستعد کار شده است. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 244 ). با کم از سه هزار مرد قصد سرخس را محتشد شد [ سلطانشاه ]. ( جهانگشای ...
فرهنگ عمید
۱. آماده و مهیا. ۲. آن که از بذل مال و یاری کردن دریغ نکند.
فرهنگ معین
(مُ تَ ش ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - آن که در بذل مال و یاری دریغ نکند. ۲ - آماده ، مهیا.