Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : محتد

تلفظ بین المللی : /mˈahtad/ تلفظ :‌ [m'ahtad]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • محتدم
  • محتدمات
  • محتدمه
  • امارات متحده عربی
  • العبر و دیوان المبتداء و الخبر
  • ایالات متحده امریکا
  • ایالت های متحد امریکای مرکزی
  • بانک مرکزی ایالات متحده
  • برنامه توسعه ملل متحد
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

محتد. [ م ُ ت َدد ] (ع اِ) چاره . گزیر. بُدّ: ما لی منه محتد؛ مرا از آن گزیر نیست . (یادداشت مرحوم دهخدا) (از آنندراج ). || (ص ) مردی محتد؛ تیزشده در خشم . (یادداشت مرحوم دهخدا). خشم گیرنده . (از آنندراج ). || سکین محتد؛ کارد تیز شده . (یادداشت مرحوم دهخدا).

محتد. [ م َ ت ِ ] (ع اِ) اصل . یقال انه لکریم المحتد و هو فی محتد صدق . و مراد از اصل همان نسب است ...

فرهنگ عمید

اصل وتبار، نژادونسب.

فرهنگ معین

(مَ تِ) [ ع . ] (اِ.) اصل ، نسب .

(مُ تَ دّ) [ ع . ] (اِفا.) خشم کننده .

(مَ تِ ) [ ع . ] (اِ. ) اصل ، نسب .
(مُ تَ دّ ) [ ع . ] (اِفا. ) خشم کننده .

فرهنگ فارسی

( اسم ) کشت کننده .
چاره

کلمات مرتبط

  • محتدم
  • محتدمات
  • محتدمه
  • امارات متحده عربی
  • العبر و دیوان المبتداء و الخبر
  • ایالات متحده امریکا
  • ایالت های متحد امریکای مرکزی
  • بانک مرکزی ایالات متحده
  • برنامه توسعه ملل متحد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات