Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ محتدم

تلفظ بین المللی : /mahtˈadam/ تلفظ :‌ [maht'adam]
لغت نامه دهخدا
  • محتدمات
  • محتدمه
  • انوشفر محمدمهدی
  • علی محتشم
  • باغ محتشم
  • محتد
  • محترم
  • محترم زاده
  • محترما
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

محتدم. [ م ُ ت َ دِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از احتدام. رجوع به احتدام شود. || یوم محتدم ؛ روزی سخت گرم. ( آنندراج ). خرجت فی نهار من القیظ محتدم.( از اقرب الموارد ). ج ، محتدمات ودیقه تابستان محتدم بود و چاهها مطموم و راهها مطموس و طریق اختیار متعذر. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 294 ). || دم محتدم ؛ خونی سخت سرخ گشته. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). خون بسیار بسیار سرخ که مایل به سیاهی شود. ( آنندراج )....

کلمات مرتبط

  • محتدمات
  • محتدمه
  • انوشفر محمدمهدی
  • علی محتشم
  • باغ محتشم
  • محتد
  • محترم
  • محترم زاده
  • محترما
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات