محارقة. [ م ُ رَ ق َ ] (ع مص ) آرمیدن با زن بر پهلو خوابانیده . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نوعی آرامش با زن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
( محارقة ) محارقة. [ م ُ رَ ق َ ] ( ع مص ) آرمیدن با زن بر پهلو خوابانیده. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). نوعی آرامش با زن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).