Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مجود

تلفظ بین المللی : /mˈadʒvad/ تلفظ :‌ [m'adZvad]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مجوده
  • رباعی مجرد
  • روح مجرد
  • انجماد مجدد
  • سوخت گیری مجدد
  • عالم مجردات
  • عدد مجرد
  • ایرانی مجرد محمد
  • علی مجدالعرب
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مجود. [ م ُ ] (ع مص ) به سیری و فراخی رسیدن شتر. (آنندراج ). در چراگاه بسیار افتادن شتران و به سیری و فراخی رسیدن . مَجد. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به مجد شود.

مجود. [ م َ ] (ع ص ) رجل مجود؛ مرد تشنه . (منتهی الارب ). تشنه و گویند مشرف بر مرگ . (از اقرب الموارد). || خوشیده از تشنگی . || جایی که جابجا باران به آن رسیده باشد. (ناظم الاطباء)...

فرهنگ فارسی

نیک ساخته شده

کلمات مرتبط

  • مجوده
  • رباعی مجرد
  • روح مجرد
  • انجماد مجدد
  • سوخت گیری مجدد
  • عالم مجردات
  • عدد مجرد
  • ایرانی مجرد محمد
  • علی مجدالعرب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات