Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مجسمه ریز

تلفظ بین المللی : /mˌodʒassˈameː rˈiz/ تلفظ :‌ [m,odZass'ame: R'iz]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ماسه ریز
  • معدن شن و ماسه عشق رز
  • مجسمه
  • مجسمه ازادی
  • مجسمه تراش
  • مجسمه ریختن
  • مجسمه ساختن
  • مجسمه ساز
  • مجسمه سازی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مجسمه ریز. [ م ُ ج َس ْ س َ م َ / م ِ ] ( نف مرکب ) آن که مجسمه ریزد. آن که کار وی ریختن مجسمه باشد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به مجسمه ریختن شود.

فرهنگ فارسی

آنکه مجسمه ریزد

کلمات مرتبط

  • ماسه ریز
  • معدن شن و ماسه عشق رز
  • مجسمه
  • مجسمه ازادی
  • مجسمه تراش
  • مجسمه ریختن
  • مجسمه ساختن
  • مجسمه ساز
  • مجسمه سازی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات