Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مجسمه

تلفظ بین المللی : /mˌodʒassˈameː/ تلفظ :‌ [m,odZass'ame:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیجملات نمونهمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • مجسمه ازادی
  • مجسمه تراش
  • مجسمه ریختن
  • مجسمه ریز
  • مجسمه ساختن
  • مجسمه ساز
  • مجسمه سازی
  • مجسمه ابوالهول
  • مجسمه ای
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیجملات نمونهمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

مجسمه . [ م ُ ج َس ْ س َ م َ / م ِ ] (از ع ، اِ) به معنی بت . (آنندراج ). مأخوذ از تازی پیکر و پیکر بیروح . (ناظم الاطباء). بت . صنم . وثن . فغواره . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || لعبتی که از سنگ و آهن و دیگر فلزات سازند و مجسمه ٔ نیم تنه یعنی لعبت که تا نصف بدن باشد ... و مجسمه ٔ چدنی ؛ لعبتی که آهن و مس و مانند آن گداخته در قالب ریزند ... (آنندراج ). پیکری که از فلز و سنگ گچ و جز آن به شکل ان...

فرهنگ عمید

۱. جسمی که از گچ یا فلز به صورت انسان یا حیوان درست کنند، پیکر.
۲. [مجاز] نمونۀ کامل، نماد.

فرهنگ معین

(مُ جَ سَّ مِ ) [ ع . ] (اِ. ) تندیس ، جسمی به شکل انسان یا حیوان که از سنگ ، گچ یا فلز ساخته باشند.

دانشنامه آزاد فارسی

مُجَسِّمهنام عمومی فرقه های معتقد به تجسم یا جسم انگاری خداوند. اینان ذات خداوند را به دیگر خلایق تشبیه می کنند و قائل به جسمیّت حق تعالی هستند و از این نظر به عقاید مُشَبِّهه نزدیک اند. مجسمه همچون مشبهه بر آن اند که خداوند سمیع و بصیر است به آلت سمع و بصر، و بر عرش جای دارد و پاها بر کرسی نهاده، و صاحب سر و دست و جملگی اعضا است. به اعتقاد اینان هر چه جا و مکان نداشته باشد معدوم است نه موجود. از ...

فرهنگ فارسی

پیکره، تندیس، پیکر

فرقه ای که معتقدند خدای تعالی حقیقه جسم است و برخی از ایشان مبالغه کنند و گویند وی بصورت انسان است .
پیکر، جسمی که ا گچ یافلزبصورت انسان یاحیوان درست کنند
( اسم ) جسمی از گل گچ سنگ یا فلز که شبیه موجودی بیجان یا جاندار سازند پیکر . یا مجسمه بودن . ۱ - ساکت و بیحرکت بودن . ۲ - از کار عاجز بودن .

دانشنامه عمومی

مجسمه (فیلم). مجسمه فیلمی ایرانی به کارگردانی و نویسندگی ابراهیم وحیدزاده و دومین ساخته وی به سال ۱۳۷۱ است.وبگاه سوره سینماوبگاه ایران آکتمجسمه داستان سه دوره زندگی مردی از اجتماع به نام بهرام شیرازی را به تصویر می کشد ...wiki: مجسمه (فیلم)...

جملات نمونه

مجسمه آزادی

Statue of Liberty

مجسمه ساختن

to sculpt, to sculpture

مترادف و متضاد

نماد، الگو

اسوه، نمونه

۱. پیکره، تندیس، پیکر
۲. نماد، الگو
۳. اسوه، نمونه

bust (اسم)انفجار، بالاتنه، سینه، مجسمه نیم تنه، مجسمه، ترکیدگیstatue (اسم)پیکر، مجسمه، تمثال، هیکل، تندیس، پیکرهsculpture (اسم)مجسمه، مجسمه سازی، مجسم سازیstatuette (اسم)مجسمه، مجسمه کوچک، سبک مجسمه، تندیسک...

واژه نامه بختیاریکا

( مجسمه * ) رقصی که با قطع آهنگ نوازنده رقصندگان در هر حالتی هستند باید بایستند تا آهنگ دوباره نواخته شود.
بَرد بُت

کلمات مرتبط

  • مجسمه ازادی
  • مجسمه تراش
  • مجسمه ریختن
  • مجسمه ریز
  • مجسمه ساختن
  • مجسمه ساز
  • مجسمه سازی
  • مجسمه ابوالهول
  • مجسمه ای
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات