کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : مجرود
تلفظ بین المللی :
/mˈadʒruːd/
تلفظ :
[m'adZRu:d]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
مجروده
رباعی مجرد
روح مجرد
عالم مجردات
عدد مجرد
ایرانی مجرد محمد
کشته و مجروح
گروه مطرود
مبرود
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مجرود. [ م َ ] ( ع ص ) آن که پوست از وی دور کرده باشند. || کسی که از خوردن ملخ شکم وی دردگین باشد. || زرع مجرود؛ کشت ملخ زده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
آنکه پوست از وی دور کرده باشند
کلمات مرتبط
مجروده
رباعی مجرد
روح مجرد
عالم مجردات
عدد مجرد
ایرانی مجرد محمد
کشته و مجروح
گروه مطرود
مبرود
نظرات