Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مجحر

تلفظ بین المللی : /mˈadʒhar/ تلفظ :‌ [m'adZhaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رباعی مجرد
  • روح مجرد
  • روش خوشه متحرک
  • ریشه مجرا
  • زیرنویس متحرک
  • سکوی متحرک جمع آوری
  • سکوی متحرک جمع آوری اطلاعات
  • سیرگاه متحرک
  • عالم مجردات
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مجحر. [ م َ ح َ ] (ع اِ) پناه ونهان جای . ج ، مجاحر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

مجحر. [ م ُ ح ِ ] (ع ص )کسی و یا چیزی که مجبور به پناه گرفتن می کند. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). و رجوع به اجحار شود.

مجحر. [ م ُ ح ِ ] ( ع ص )کسی و یا چیزی که مجبور به پناه گرفتن می کند. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون )....

فرهنگ فارسی

پناه و نهان جای

کلمات مرتبط

  • رباعی مجرد
  • روح مجرد
  • روش خوشه متحرک
  • ریشه مجرا
  • زیرنویس متحرک
  • سکوی متحرک جمع آوری
  • سکوی متحرک جمع آوری اطلاعات
  • سیرگاه متحرک
  • عالم مجردات
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات