معانی کلمه : مجبوب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) ۱ - خصی کرده . ۲ - در علم عروض جب انداختن هر دو سبب «مفاعلین » است ، «مفا» بماند، فعل به سکون لام به جای آن بنهند و فعل چون از «مفاعلین » منشعب باشد، آن را مجبوب خوانند یعنی خصی کرده به سبب آن که هر دو سبب از آخر آن انداخته اند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۲ - جب انداختن هر دو سبب مفاعلین است مفا بماند فعل بسکون لام بجای آن بنهند و فعل چون از مفاعیلن منشعب باشد آنرا مجبوب خوانند یعنی خصی کرده بسبب آنکه هر دو سبب از آخر آن انداخته اند .
