Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مجان

تلفظ بین المللی : /madʒˈɑn/ تلفظ :‌ [madZ'An]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • بی مجان
  • کارایی مجانبی
  • کارایی نسبی مجانبی
  • مجانا
  • مجانب
  • مجانب افقی
  • مجانب قائم
  • مجانب مایل
  • مجانبت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مجان . [ م َ جان ن ] (ع اِ) ج ِ مِجَن ّ. (منتهی الارب ). ج ِمجن و مِجَنَّة. (اقرب الموارد). رجوع به مجن شود.

مجان . [ م ُج ْ جا ] (ع ص ، اِ) ج ِ ماجن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (اقرب الموارد). و رجوع به ماجن شود.

مجان . [ م َج ْ جا ] (ع ص ) رایگان . (دهار). رایگان و گویند اخذه مجاناً؛ ای بلابدل . (م...

فرهنگ عمید

رایگان، بی عوض، مفت، مجانی.

فرهنگ معین

(مَ نّ) [ ع . ] (اِ.) ج . مجن . سپرها.

(مَ جّ) [ ع . ] (ص .) رایگان ، دادن چیزی بدون دریافت بها.

(مَ جّ ) [ ع . ] (ص . ) رایگان ، دادن چیزی بدون دریافت بها.
(مَ نّ ) [ ع . ] (اِ. ) ج . مجن . سپرها.

فرهنگ فارسی

رایگان، بی عوض، مفت، درفارسی مجانی میگویند
( اسم ) جمع مجن سپر ها .
ماجن

کلمات مرتبط

  • بی مجان
  • کارایی مجانبی
  • کارایی نسبی مجانبی
  • مجانا
  • مجانب
  • مجانب افقی
  • مجانب قائم
  • مجانب مایل
  • مجانبت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات