معانی کلمه : مجانب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
دوری گزیننده، دورشونده.
فرهنگ معین
(مُ نِ ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - دور شونده ، دوری گزیننده ، مق . مؤالف . ۲ - در هندسه خط مستقیمی را مجانب یک منحنی می گویند که چون نقطه ای در روی منحنی حرکت کند و به سمت بی نهایت رود، فواصل این نقطه از این خط مرتب کم شود و میل به صفر کند.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
خط راستی که خمی در بینهایت به آن نزدیک میشود
دانشنامه عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
{asymptote} [ریاضی] خط راستی که خمی در بی نهایت به آن نزدیک می شود
