( مصدر ) ۱ - درنگ کردن . ۲ - در محلی ایستادن . ۳ - تعطیل شدن کار یا کارخانه .
مترادف و متضاد
تعطیل شدن
دچار وقفه شدن
ایستادن، از حرکت باز ماندن، پارک شدن، راکد ماندن
۱. ایستادن، از حرکت باز ماندن، پارک شدن، راکد ماندن ۲. تعطیل شدن ۳. دچار وقفه شدن
syncope (اسم)توقف، غش، متوقف شدن، همبرش، سنکوپ، حذف هجاpull in (فعل)توقیف کردن، متوقف شدن، نقشه یا عملی را متوقف ساختنfetch up (فعل)نائل شدن، به نتیجه رسیدن، تولید کردن، بحال ایست درامدن، متوقف شدن...