Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متوفی

تلفظ بین المللی : /mˌotevˈaffɑ/ تلفظ :‌ [m,otev'affA]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره
  • شخص متوفی
  • مجلس ترحیم یا تجلیل متوفی
  • متوفیات
  • امار متوفیات
  • متوفیک
  • علی منوفی
  • قلعه نو مستوفی
  • متافیزیک
  • متوفر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

متوفی . [ م ُ ت َ وَف ْ فی ] (ع ص ) میراننده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) : اذ قال اﷲ یا عیسی انی متوفیک و رافعک اِلَی َّ. (قرآن 55/3). || تمام گیرنده حق خود را. (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). کسی که تمام حق خود را میگیرد. (ناظم الاطباء). و رجوع به توفی شود....

فرهنگ عمید

فوت شده، مرده، درگذشته.

فرهنگ معین

(مُ تَ وَ فّا ) [ ع . ] (اِمف . ) مرده ، فوت شده .

فرهنگ فارسی

متوفا:فوت شده، مرده، درگذشته
(اسم ) ۱ - میراننده . ۲ - خدای تعالی . ۳ - تمام گیرنده ( حق ) .

مترادف و متضاد

مرده، درگذشته، فوت‌شده

فرهنگ فارسی ساره

درگذشته


کلمات مرتبط

  • شخص متوفی
  • مجلس ترحیم یا تجلیل متوفی
  • متوفیات
  • امار متوفیات
  • متوفیک
  • علی منوفی
  • قلعه نو مستوفی
  • متافیزیک
  • متوفر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات