معانی کلمه : متوفی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فوت شده، مرده، درگذشته.
فرهنگ معین
(مُ تَ وَ فّا ) [ ع . ] (اِمف . ) مرده ، فوت شده .
فرهنگ فارسی
متوفا:فوت شده، مرده، درگذشته
(اسم ) ۱ - میراننده . ۲ - خدای تعالی . ۳ - تمام گیرنده ( حق ) .
(اسم ) ۱ - میراننده . ۲ - خدای تعالی . ۳ - تمام گیرنده ( حق ) .
مترادف و متضاد
مرده، درگذشته، فوتشده
فرهنگ فارسی ساره
درگذشته
