کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه متورق | کلماتور
معانی کلمه : متورق
تلفظ بین المللی :
/mˌotevˈarreq1/
تلفظ :
[m,otev'aRReq1]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
متورق شدن
متورق کردن
سنگ متورق
شیست متورق
ستون درآمدهای متفرقه
کالای متفرقه
مترقب
مترقبه
مترقی
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
متورق. [ م ُ ت َ وَرْ رِ ] ( ع ص ) شتری که برگ خورد. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). شتر برگ خورنده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تورق شود.
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
soft (صفت)مهربان، شیرین، نازک، ملایم، لطیف، ترد، نرم، گوارا، لین، متورق، نیم بندlaminated (صفت)متورق، طبقه طبقهyielding (صفت)متورقmalleable (صفت)متورق، نرم و قابل انعطاف، چکش خور...
کلمات مرتبط
متورق شدن
متورق کردن
سنگ متورق
شیست متورق
ستون درآمدهای متفرقه
کالای متفرقه
مترقب
مترقبه
مترقی
نظرات