کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : متوخم
تلفظ بین المللی :
/matvˈaxam/
تلفظ :
[matv'axam]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
متاخم
متورم
متوهم
متوهم شدن
کیسه ای متورم
متورم شدن
متورم کردن
متاخمه
متخم
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متوخم. [ م ُ ت َ وَخ ْ خ ِ ] ( ع ص ) گران و ناگوار گردنده مثل طعام و جز آن. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). ناگوارد شده و تخمه شده و ناتندرست. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به توخم شود.
کلمات مرتبط
متاخم
متورم
متوهم
متوهم شدن
کیسه ای متورم
متورم شدن
متورم کردن
متاخمه
متخم
نظرات