Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ متخم

تلفظ بین المللی : /mˈatxam/ تلفظ :‌ [m'atxam]
لغت نامه دهخدا
  • متخمر
  • متخمط
  • متخمه
  • متاخم
  • متام
  • متأمر
  • متأمع
  • متأمل
  • متأمم
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

متخم . [ م ُ خ ِ ] (ع ص ) طعام ناگوار و سنگین و تخمه آورنده . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). و رجوع به متخمه و تخمه و ماده ٔ بعد شود.

متخم . [ م ُت ْ ت َ خ ِ ] (ع ص ) (از «وخ م ») تخمه زده از طعام . (آنندراج ). مزاحم شده به معده و ناگوارد در هضم . (ناظم الاطباء). و رجوع به متخمه و ماده ٔ قبل و تخمه شود.

متخم. [...

کلمات مرتبط

  • متخمر
  • متخمط
  • متخمه
  • متاخم
  • متام
  • متأمر
  • متأمع
  • متأمل
  • متأمم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات