معانی کلمه : متواطی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
موافقت کننده با یکدیگر، موافق و سازوار با یکدیگر.
فرهنگ معین
(مُ تَ ) [ ع .متواطی ء ] (اِفا. ) ۱ - موافقت کننده با یکدیگر، سازوار. ۲ - کلمه ای که معنیی عام و مشترک بین افرادی چند علی التساوی داشته باشد، مق . مشکک .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - موافقت کننده با یکدیگر سازوار : و نه چنان چون سپیدی بر برف و بر کافور که یکی را بیش از دیگر نیست تا متواطی بودی . ۲ - کلمه ای که معنیی عام و مشترک بین افرادی چند علی التساوی داشته باشد مقابل مشکک مانند انسان که مفهوم آن در افراد بسیار موجود است .
