متواری . [ م ُ ت َ را ] (ع اِ) نهانگاه و محل اختفا : چون ذونواس بازگشت به یمن این دو کس به نجران آمد و این مردمان که مانده بودند از متواری بیرون آورده و گفت شماکلیسیا آبادان کنید. (تاریخ طبری ، ترجمه ٔ بلعمی ).
پنهان، مخفی
پراکنده، دربهدر، سرگردان، فراری، گریزان
۱. پراکنده، دربهدر، سرگردان، فراری، گریزان
۲. پنهان، مخفی