Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متنفس

تلفظ بین المللی : /mˌotenˈaffes/ تلفظ :‌ [m,oten'affes]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • متنفسه
  • متناسب
  • متناسبه
  • متناسق
  • متنجس
  • متنسک
  • متنفذ
  • متنفر
  • متنفر شدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

متنفس. [م ُ ت َ ن َف ْ ف ِ ] ( ع ص ) دم برزننده. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ). نفس کشنده و نفس دار و جاندار و حیوان و کس. ( ناظم الاطباء ). نفس کش. زنده. جاندار. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : چهارجانب راه گریز مسدود و متنفسی را زنده نخواهند گذاشت. ( مجمل التواریخ گلستانه ص 227 ). و رجوع به تنفس شود.

فرهنگ عمید

نفس کش، جاندار، زنده.

فرهنگ معین

(مُ تَ نَ فِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - نفس کشنده ، نفس کش . ۲ - جاندار، زنده ، ج . متنفسین .

کلمات مرتبط

  • متنفسه
  • متناسب
  • متناسبه
  • متناسق
  • متنجس
  • متنسک
  • متنفذ
  • متنفر
  • متنفر شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات