کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : متناضل
تلفظ بین المللی :
/mˌotenˈɑzel/
تلفظ :
[m,oten'Azel]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
متفاضل
متناول
مناضلت
مناضله
متناتل
متناثل
متناجل
متنازل
متناسل
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متناضل. [ م ُ ت َ ض ِ ] ( ع ص ) نبرد کننده در تیراندازی. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رشک برنده در تیراندازی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تناضل شود.
کلمات مرتبط
متفاضل
متناول
مناضلت
مناضله
متناتل
متناثل
متناجل
متنازل
متناسل
نظرات