کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : متناسل
تلفظ بین المللی :
/mˌotenˈɑsel/
تلفظ :
[m,oten'Asel]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
متأسل
متراسل
متناسب
متناسبه
متناسق
متناول
غیر متناسب
متناسب بودن
متناسب نبودن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متناسل. [ م ُ ت َ س ِ ] ( ع ص ) زائیده شده پی در پی و علی التوالی. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
کلمات مرتبط
متأسل
متراسل
متناسب
متناسبه
متناسق
متناول
غیر متناسب
متناسب بودن
متناسب نبودن
نظرات