کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه متمیر | کلماتور
معانی کلمه : متمیر
تلفظ بین المللی :
/mˌotemˈajjer/
تلفظ :
[m,otem'ajjeR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سحابی متغیر
سحابی متغیر هابل
سحابی متغیر هیند
فرمان متمرکز
بال هندسی متغیر
متحیر
متحیر شدن
متحیر ماندن
متحیر گردیدن گشتن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
متمیر. [ م َ ] ( ع ص ) نره سخت و درشت. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). و رجوع به مُتمَئِرّ شود.
متمئر. [ م ُ م َ ءِرر ] ( ع ص ، اِ ) ( از «ت م ر» ) نره. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ازمحیطالمحیط ). نره سخت و نره سخت نعوظ. ( ناظم الاطباء ). || کلاکموش سخت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ذیل اقرب الموارد ) ( ازمحیطالمحیط ). || نیزه سخت. ( آنندراج )....
فرهنگ فارسی
نره
نره سخت و درشت
کلمات مرتبط
سحابی متغیر
سحابی متغیر هابل
سحابی متغیر هیند
فرمان متمرکز
بال هندسی متغیر
متحیر
متحیر شدن
متحیر ماندن
متحیر گردیدن گشتن
نظرات