Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متمشی

تلفظ بین المللی : /matmˈaʃi/ تلفظ :‌ [matm'aSi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • متعشی
  • متمایز
  • متمایل
  • متممیت
  • متمنی
  • متمیر
  • متمیز
  • مشمشی
  • ممشی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

متمشی. [ م ُ ت َ م َش ْ شی ] ( ع ص ) دونده و راننده. ( ناظم الاطباء ). جاری و روان شونده. ( غیاث ) ( آنندراج ). رجوع به تمشی شود. || فارسیان بمعنی سرانجام یافتن کار و سرانجام پذیر استعمال نمایند. ( آنندراج ).- متمشی شدن کار و جز آن ؛ جریان یافتن آن. به سامان رسیدن و برقرار گشتن آن : تابه مدد رأی و کمال دهای ایشان کار پسر متمشی شود. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ، ص 316 ). در مدتی نزدیک کار او به ...

فرهنگ عمید

۱. راه رونده.
۲. [مجاز] انجام شده، جاری.

فرهنگ معین

(مُ تِ مَ شّ ) [ ع . ] (اِفا. ) رونده .

فرهنگ فارسی

( اسم ) مش کننده راه رونده .

کلمات مرتبط

  • متعشی
  • متمایز
  • متمایل
  • متممیت
  • متمنی
  • متمیر
  • متمیز
  • مشمشی
  • ممشی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات