کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : متلقط
تلفظ بین المللی :
/mˌotelˈaqːq1et/
تلفظ :
[m,otel'aq:q1et]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
متلاطم
متلقی
ملتقط
ملقط
دریای متلاطم
متلاطم شدن
متلاطم کردن
ملقطان
ملقطانه
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متلقط. [ م ُ ت َ ل َق ْ ق ِ ] ( ع ص ) آن که خرما و جز آن از جابه جا برگیرد. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). چیننده و گردآوردنده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تلقط شود.
کلمات مرتبط
متلاطم
متلقی
ملتقط
ملقط
دریای متلاطم
متلاطم شدن
متلاطم کردن
ملقطان
ملقطانه
نظرات